هرکجاهستم
باشم به درك
من كه بايد بروم!
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!
من نمي دانم نان خشک چه کم از مجري سيما دارد!
تيپ را بايد زد!
جور ديگر اما...
کار را بايد جست.
کار بايد خود پول.
کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ...
با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!
بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!
سيد خندان يه نفر!
سوئيچم کو؟
چه کسي بود صدا کرد زورو؟
من كه سهراب نبودم
ظنزنگاري بيش نيستم!
+ نوشته شده توسط يونس سلطاني در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت
14:41 |

